غافلگیری

امسال نمایشگاه رفتن برای من خیلی دلچسب و شیرین بود.

یکشنبه من و سندس و مهرزاد تو نمایشگاه کتاب همدیگر رو ملاقات کردیم.

قرار بود مثلا من سندسُ غافلگیر کنم ولی او منو غافلگیر کرد.قلب

هدیه های دوست عزیز و نازنینم:

کتاب دخترم ناهید

کتاب دختری با روسری آبی

+ سندس هم نوشته: قشنگی‌های دنیای من7

پ.ن: سپیدار نازنینم کاش توام کنارمون بودی.

/ 1 نظر / 48 بازدید
سندس در جست و جوی حقیقت

سلاااااااااااام هوران عزیزم این دیدار برا منم خیلی خوب و شیرین بود[قلب] اتفاقن من هم خیلی غافل گیرشدم، فکر کن یه دفعه از دوست نازنینت سه جلد کتاب هدیه بگیری و از همه مهمتر کتابی رو که نام وبلاگت رو ازش وام گرفتی و 4سال دنبالش گشتی و نیافتی و وقتی تو نمایشگاه سال 93 میبینی و قصد میکنی بخریش ، دوست عزیزت اونو بهت هدیه بده.... واقعن یکشنبه برام خیلی فوق العاده بود و جزء قشنگی ترین لحظات زندگیم بود[گل][ماچ]