روزهای زندگی

امشب توانستم "روزهای زندگی" را از تلویزیون ببینم.

به نظرم فوق العاده بود.

تصویر واقعی از یک بیمارستان صحرایی.

فیلم را دوست داشتم.

/ 6 نظر / 5 بازدید
سندس در جست و جوی حقیقت

[گریه] مهمونی بودیم[گریه] و این یعنی نتونستم فیلم رو ببینم...اعصابم یه وعضیه ...چرا ما باید امشب بریم مهمونی؟!!![ناراحت]

اردیبهشتی

فیلم را از نیمه دیدم. نمیدانم کجای فیلم بود. اما گره هایی در ذهنم رخ داد. به نظرم خیلی سعی شده بود انسان دوستی ما ایرانی ها، با اغراق فراوان نشان داده شود. مثلا دکتر از اینکه یک مهاجم کشته بشود در هراس است و می گوید تو را به خدا نجاتش بده. به نظرم هویت ها گم شده بودند مهاجم و مدافع هر دو در یک تراز قرار داشتند در دیالوگی که دکتر گفت انا مسلم انت مسلم اگر آنها مسلمان بودند که باما جنگ نمی کردند. یا خواندن سوره ی حمد توسط آن اسیر عراقی که ترحم بیننده را برانگیزد تا یادمان برود چه جنایتها کرده اند. نمیدانم تا چقدر با خاطرات شفاهی دفاع مقدس در ارتباط هستید اما من فاصله ی عمیقی با مفاهیم فیلم میبینم.

اردیبهشتی

گاهی حفظ جان عین تکلیف است این با برقرای قوانین انسان دوستانه منافاتی ندارد. می دانم دستور بوده است شبها اسیر نگیرند. یعنی اگر کسی اسیر می شد همانجا می کشتند او را علتش هم این بود که گاها تله بود و بچه های خودی به شهادت می رسیدند خب در این فیلم ما می بینم تعداد کثیری مجروح و دو زن و یک مرد نابینا حالا نیاز هست نگهداری اسیر هم اضافه شود؟

حسین ارشد

منم دیدم،خیلی خوشم اومد و انرژی گرفتم،امیدواری میداد! اگه میدونستم همچین فیلمی و داستانی داره سینما هم میرفتم و میدیدمش.دستشون درد نکنه.

mona

خیلی دوس داشتم ببینم اما نشد ولی همه ی فیلم های هفته دفاع مقدس رو دیدم حاجی برونسی معرکه بود[گل]