هی قطره و قطره اشک ما دریا شد

1. پریروز که داشتم کتاب غروب بود و تو بودی ِ دکتر سنگری رو می خوندم، فهمیدم باید برای خاطر اشک خیلی خیلی خدا را سپاسگزار باشم.

  • چشم نمایشگاه روح ماست. ویترین قلب ما! چشم ها، دو گونه اشک را باید تجربه کنند. هم اشک شادی و هم اشک غم. اگر چشم هایتان این دو رسم عزیز را می دانند، ممنونشان باشید. اگر چشم هایتان برای غم های عظیم و عزیز و ارجمند می گریند، چشم های خوبی دارید. خدا این چشم ها را دوست دارد. (کتاب غروب بود و تو بودی - فصل چشمه)

2. حضرت علی (ع) می فرمایند:

بکاء العیون و خشیة القلوب من رحمة الله تعالی ذکره فاذا وجدتموها فاغتنموا الدعاء

گریه چشم ها و خشیت قلب ها ناشی از رحمت الهی است، پس هر وقت آن را یافتید، دعا کردن را غنیمت شمارید.

3. دیروز پنجشنبه صبح راهی کهف الشهدا شدیم. پدر و مادر شهید که انشاءالله خداوند حفظشان کند خیلی متواضعانه، گرم و صمیمانه با ما که هر کداممان از یکی از دانشگاه های تهران بودیم برخورد کردند و از یک یک ما برای حضورمان تشکر کردند.

به قول دوستم با اینکه پیششان غریبه بودیم اما اصلا احساس غریبگی نکردیم.

توصیه ی مادر شهید ابوطالبی به ما این بود: راه شهیدان را ادامه دهید.

*عنوان پست برگرفته از شعر جناب آقای حجت یحیوی:

گفتند نمی شود که تو...اما شد/هی قطره و قطره اشک ما دریا شد/وقتی که تو را به روی دوش آوردند/در کوچه ی ما قیامتی برپا شد. منبع: یک خاکریز غزل

پیشنهاد می دهم:

جهان بی تو

/ 4 نظر / 40 بازدید
mona

میدونی هوران وبلاگت برام آرامش خاصی داره ؟ اشک.. این کلمه من رو یاد خیلی چیزها میندازه واقعاقبول دارم که چشم ها نمایشگاه روح ما هستند...

سهیلا

سلام.خوشا به حالت دوستم.زیارتت قبول حالا که این پستت رو خوندم بیشتر ناراحت شدم ازین که نتونستم بیام. به حال تو و افرادی مثل تو که سعادت دارن زمان کافی برای زندگی کردن داشته باشند غبطه میخورم. برای ما درگیران مشغله های زندگی هم دعا کن عزیز دلم و نائب الزیاره باش

پخموله بانو

مادران شهدا انگار مادرهای خودمونن. من که یه همچین حسی دارم

سندس در جست و جوی حقیقت

سلام زیارتت قبول دوست جون چه روایت عالی... واقعن باید برای اشک داشتن خدا رو شکر کرد... من قبل ماه محرم یکی از دعاهام این بود که خدا به چشمام اشک بده راهیان نور سال90 که رفته بودیم من اشک نداشتم و چقدر سخت بودد........