بهم میاد؟!

سر شام می گویم که دارم به حجاب پوشیدن فکر می کنم و با ناباوری می بینم که آنها با حالتی عصبی به همدیگر نگاه می کنند. منتظر بودم برای تشویق من دَم بگیرند و آواز بخوانند. نه اینکه دو چهره ی مضطرب را ببینم که به من خیره مانده اند. ... بابا چشمانش را یک وری می چرخاند طرف من. مامان درحالی که چشمهایش را به عمد روی من قفل کرده است، جرعه ای از لیمونادش را می خورد. انگار تلاش می کند تا اگر من دارم شوخی می کنم، سر در بیاورد. ...

- باورم نمیشه که از این کار من حتی خوش حال هم نیستید! فکر می کردم هیجان زده می شید! ش ش ش!لااقل یکم حمایت بد نبود! دائما من رو تشویق می کنید تا بیشتر نماز بخونم و با من درباره ی معنوی شدن حرف می زنید؛ اما با این همه، چرا حالا که می خوام یه قدم دیگه بردارم خوش حال نیستید؟ ...

بابا با ناراحتی رو برمی گرداند و سرش را می خاراند. مامان آه می کشد، سپس به پشتی صندلی تکیه می دهد و دستم را می گیرد در دستانش.

- ما به تو افتخار می کنیم. اما این تصمیم بزرگیه عزیزم و تو دیگه در مدرسه ی هدایت نیستی. مک کلینز محیط متفاوتی داره. حتی ممکنه بهت اجازه ی این کار رو ندن.

- آره. درسته! چطوری می تونن مانعم بشن؟ این به خودم ربط داره که بخوام این کار رو انجام بدم یا انجام ندم.

... مامان از من می پرسد: «چطوره امشب یه امتحانی بکنیم؟»

- بریم مرکز خرید چادستون.

... اگر هم سن و سال من باشی و شب سه شنبه با دوستانت برای خرید به مرکز خرید چادستون رفته باشی، حتم دارم برای خرید جوراب نرفته ای. ... چادستون یعنی میک آپ و مد بالا و موی عالی. بنابراین، باید در معادله ی مربوط به خودم، موی عالی را با حجاب عالی جایگزین کنم و من کاملا آماده ام.

در این لحظه، اگر رُتیلی را به جای گـُلـَک الماس نشانی به لباست سنجاق کنی، برایت کمتر ترسناک است.

تصمیم گرفتم روسری آبی ِ سیری بپوشم با هدبندی نخی که ته رنگ آبی دارد، تا با شلوار جین و ژاکت کش بافم جور دربیاید. موهایم را به عقب می برم و دم اسبی می بندم و هدبندم را می گذارم. از آنجایی که روسری ام ابریشمی است و می سُرد، لازم است هدبند بپوشم تا نگهش دارد. تضاد و اختلاف سایه های این دو جور آبی، خودش تا اندازه ای ظرافت بیشتری به ظاهرم می دهد. روسری را از وسط به شکل مثلثی تا می زنم و می اندازمش روی هدبند و تنظیمش می کنم. می بندمش و حواسم هست که چروک نداشته باشد و هدبندم نیز معلوم باشد. شکلش که درست و درمان می شود، آن را روی گردنم با سنجاقی محکم می کنم. بالهایش را روی شانه هایم می اندازم و آنها را با سنجاق سینه ای به همدیگر متصل می کنم.

... وقتی دارم توی اغذیه فروشی مرکز خرید قدم می زنم سه تا زن محجبه را میبینم. سه تایی دور میزی گرم گرفته اند و دارند بستنی می خورند. چشم یکی شان به چشمم می افتد و لبخند می زند.

- ا َسّلامو علیکم.

من هم با لبخند پاسخ می دهم «و علیکمو سّلام». دو تای دیگر نیز همین طور سلام می کنند و به گرمی به من لبخند می زنند. سرشان دوباره گرم خودشان می شود، من درحالی که لبخندی به لب دارم از کنارشان رد می شوم و با خودم فکر می کنم تا حالا نفهمیده بودم که حجاب چیزی بیشتر از پاکدامنی هم دارد. این ها با من غریبه اند، اما همه ی ما احساس کردیم رابطه ای حیرت انگیز داریم، حس اینکه این لباس ما را در یک خواهری ِ جهانی به همدیگر پیوند می دهد.

بهم میاد؟! - نویسنده: رنده عبدالفتاح - مترجم: محسن بدره - نشر آرما

پ. ن : جمعه رفته بودم نمایشگاه کتاب و این کتاب رو از اونجا با تخفیف خریدم. تا الان فصل سوم این کتاب رو تمام کردم. کتاب خیلی قشنگیه. پیشنهاد میکنم به لیست خرید کتابتون اضافه کنید.لبخند

باز نشر: سایت افسران عروج

پیشنهاد میکنم:

هدیه در وبلاگ چکه های فکر

نشست نقد رمان «بهم میاد؟!» ، خبرگزاری ایبنا

بهم میاد؟! معرفی کتاب در کتابخانه ی ما و کتابستان و پاتوق کتاب

و وبلاگ دستان (حسین شاهمرادی)

همه ی ما آدم های معتدل ، از جنس خدا

شهید راه ولایت ، وبلاگ عین لام

/ 6 نظر / 22 بازدید
سندس در جست و جوی حقیقت

سلام آفرین به دوست کتاب خونه خودم[چشمک][ماچ]

صاد

سلام. نیاز به گفتن نداره که از نوشته های مربوط به کتاب چقدر خوشحال میشم. از دوتا پست اخیرتون کلی استفاده کردم و لیست برداشتم برای نمایشگاه. راستی بابت معرفی "هدیه" هم ممنونم[چشمک]

سحر

تولدت مبارک باشه آجی

لی لی

[هورا][هورا][هورا] هوران عزیزم! تولدت مبارک! برات بهترین ها رو از خدا آرزو می کنم!

کمپین حجاب و عفاف

با سلام چقدر زیباست تقارن 21 تیرماه سالروز عفاف و حجاب با روز جمعه ؛ روز حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و چه شکوهمند است قرار گرفتن این روز در ماه خدا، ماه ضیافت الله، ماه بندگی می خواهیم از دلسوزان این عرصه دعوت کنیم تا با کمک هم در حد وسعمان این دنیای مجازی تلنگر این روز را بیشتر احساس کند می خواهیم دنیای واقعی هم ازین تلنگر تاثیر بگیرد از همه ی بزرگواران دلسوز و هنرمند اعم از شاعر، نویسنده، وبلاگ نویس، گرافیست، عکاس دعوت می کنیم در این کمپین شرکت فرمایند آثار برگزیده در وبلاگ کمپین حجاب و عفاف باز نشر داده می شوند و در گروه حجاب و عفاف سایت افسران نیز معرفی می گردند و البته این قدم اول است و خدا کند این همراهی برکتی نورانی همراه بیاورد که نتیجه اش برداشتن قدمی در مسیر تحقق جامعه ی آرمانی اسلام باشد منتظر همراهی تون هستیم لبخند رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها نصیبتون وبلاگ شما با افتخار لینک کمپین ماست [لبخند]