مقنعه ی نماز

چند بار دیده بود دختر کوچولویش چادر نماز سفید ِ گلدارش را یواشکی از سر سجاده اش بر می دارد، با زحمت سرش می کند، بعد می رود پیش عروسک هایش تا با آنها خاله بازی کند. تصمیم گرفت برای دخترش چادر تهیه کند. قد ِ دخترش به اندازه ی مقنعه ی نمازش بود. زن با دقت دَرز مقنعه ی نمازش را شکافت. از آن به بعد، دختر صاحب چادری قدِ خودش شد. عطر خوش آن چادر هیچوقت از خاطر دخترک فراموش نشد.

بازتاب ها:

+ پاونا سنگری ها

/ 10 نظر / 33 بازدید
ذره

چقدر ناز... اما....سلام تقدیم به عاشق نهج البلاغه... آگاهی.... منتشر شد. http://zareh.blog.ir/post/141

خاتون بانو

سلام. خوبی؟ چقده این نوشته مدل این زندگی های آرمانی دوست داشتنی بود. کاش بچه هامون عاقبت به خیر بشن. نه؟

ذره

باسلام مهمانید ومیزبانیم با... http://zareh.blog.ir/post/143

ذره

سلام بخش نظرات *پناه *را غیر فعال کردید یعنی چه؟ اما این به جای اون.... دل است...دلش میکشد بعضی وقت ها تنها باشد.

ذره

سلام سفر به قبله... http://zareh.blog.ir/post/149

ذره

سلام عیدی...پیشکش http://zareh.blog.ir/post/150

زهرا ابراهیم پور

سلام چه قدر پست عرفه ات رو دوست داشتم یه کمی شبیه احوال من بود سومی..بخصوص مناجات خمس عشره... که چه عجیب سبک می کنه آدم رو.. ممنون هوران[گل]