عصر یکی از روزهای پاییزی...

همین موقعها بود. عصر یکی از روزهای پاییزی. رفته بودم دانشگاه. تا شروع کلاس نیم ساعتی وقت داشتم. به خودم گفتم حالا که فرصت دارم بد نیست به غرفه حجابی که تازگیها راه افتاده است سری بزنم، برای همین راهی غرفه شدم. غرفه خلوت بود. بازدیدم را از همان ابتدای غرفه شروع کردم. به انتهای غرفه که رسیدم این پوستر توجه مرا به خودش جلب کرد. برایم عجیب بود، چرا  تا به حال آن را ندیده بودم!

چیزی که توجه من را به خودش جلب کرده بود، جمله ی کنار تصویر بود از امام خامنه ای. آن جمله این بود:

"حجاب به معنای پوشیدن چادر نیست، حجاب به معنای پوشیدن سالم است؛ نه پوشیدنی که از نپوشیدن بدتر است."

***

یاد یه خاطره از کلاس چهارمم افتادم. در کلاس ِ ما به غیر از من کسی با چادر نمی آمد برای همین اولین بار که بچه ها مرا با چادر دیدند اولش جا خوردند ولی بعد موقع زنگ تفریح از من خواستند تا چادر ِ مشکیم را به آنها بدهم تا یکبار آن را امتحان کنند. همه مشتاق بودند ببینند با چادر ِ من چه شکلی می شوند، من هم مثل آنها. تنها از همکلاسیهایم یک چیز می خواستم. به آنها گفتم اگر می خواهید چادر سر کنید نباید چتریهاتون بیرون باشه چون زیبایی چادر به رعایت حجابه. آنها هم پذیرفتند. تازه خود بچه ها هم حواسشان حسابی جمع بود، بر حسب اتفاق وقتی موهای یکی از زیر مقنعه بیرون می آمد خودشان به او تذکر می دادند که نباید موهایت بیرون بیاید. بعد نوبت رسید به آموزش سر کردن چادر چون بعضی از بچه ها بلد نبودند و موقع سر کردن، کش ِ چادر را به جای پشت سر به چانشون می زدند:)

یادش بخیر. آن روز چقدر به ما خوش گذشت . قیافه ی همکلاسیهایم کلا تغییر کرده بود. بچه ها با حجاب زیباتر شده بودند.

***

نظر نوشت: به نظر من چادر به تنهایی حجاب نیست. وقتی حجاب برتر می شود که حجاب در آن رعایت شود.

عکس مربوط به پاییز90 - نمایشگاه عفاف و حجاب ِ دانشگاه

  
نويسنده : هوران ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٢