کتابخونه ی کوچک من

این پست رو به دعوت پخمــــموله بانو نوشتم. دوستم، من و سندس رو به یه بازی وبلاگی به اسم کتابخونه بازی، دعوت کرده. بر عکس کتابخونه ی پخموله بانو جان که بزرگه، کتابخونه ی بنده اینقدهبغل و همونطور که کاملا تو عکاسا مشخصه جای نفس کشیدنم نداره، بیچاره!افسوس

این عکس بالا، طبقه ی اول کتابخونه ی بنده است، که بیشتر شامل کتابای قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و کتابای دینی و مذهبی میشه.

و این عکس پایین، طبقه دوم کتابخونه است، که شامل کتابهای ادبی، رمان، داستان، شعر و ادبیات پایداری (دفاع مقدس) میشه. که تازه چند تا از کتابای این بخش فعلا امانت دادم چند وقت دست دوستان بمونه تا یکم بقیه نفس راحت بکشننیشخند

پ. ن1 : روی عکسا اگر کلیک کنید میتونید اونها در اندازه واقعیش ببینید.

پ.ن2 : من از دوست خوب و نازنینم مونا جان و سودوکو ی عزیزم برای شرکت در این بازی وبلاگی دعوت می کنم. البته اگر خودشون مایل باشند.چشمک

  
نويسنده : هوران ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٦
تگ ها : کتاب نوشت