گنجشک ها نقطه گنجشک سر خط

[تصویرگر: مریم سادات منصوری]

گنجشک ها با جیک جیکشان خانه را روی سر گذاشتند. تو از صدای آنها لذت می بری. مادر به اعتراض می گوید:«وای سرم رفت.» و تو را نگاه می کند. می گویی:«مامان؛ اگه یه خواهر یا برادر داشتم خیلی خوب می شدا.»

مادر می خندد.

- ما به غیر از پدر و مادر، خواهر و برادرت هم هستیم.

- به خاطر همین دیگه بچه دار نشدید.

حرفی نمی زند. از پشت پنجره بیرون را نگاه می کنی. پدرت خیلی زود از سر کار برگشته. تنها نیست؛ با دو کارگر توی حیاط حرف می زند. می پرسی:«بابا برای چی کارگر آورده.»

جوابت را نمی دهد. دوباره می گویی:«مامان با توام، بابا کارگر آورده؟!»

سرش پایین است. می دانی که می داند. سرش را بالا می آورد، با حالتی ساختگی می گوید:«کارگر آورده؟!»

یکی از کارگرها به سمت درخت می رود. ارّه برقی در دست دارد؛ یک دفعه دلت هرّی می ریزد پایین.

- مگه می خواد درخت رو ارّه کنه؟

مادر می آید و کنارت می ایستد. پدر دو شاخه ارّه را به پیریزی که در ایوان است می زند. کارگر ارّه را به تن درخت نزدیک می کند. صدای جیغ گنجشک ها در صدای ارّه برقی گم می شود. چهارزانو می نشینی.

- آخه چرا؟

مادر آب دهانش را فرو می دهد.

- یه درخت توی حیاط قشنگ نیست. تازه سایه ش نمی ذاره سبزی هایی که تو باغچه کاشتیم، جون بگیرن.

یک دفعه یاد گنجشک ها می افتی.

- گنجشک ها چی؟

- از دست جیک جیکشون راحت می شیم.

- پس من چی؟

- بیشتر به درس و مشقت می رسی؟

***

... گنجشک ها توی حیاط نیستند. تو ولی می بینیشان که دور تا دور درخت به زمین خالی نوک می زنند. انگار گرسنه اند. فکر می کنی چند وقت است که برایشان روی زمین دانه نپاشیده ای.

مشخصات کتاب: گنجشک ها نقطه گنجشک سر خط - نویسنده: ظریفه روئین - انتشارات سوره مهر

پیشنهاد میکنم:

نقاش فقیر

  
نويسنده : هوران ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۸
تگ ها : کتاب نوشت