تولد _ نمایشگاه کتاب

دیروز روز تولدم بود. وقتی دیروز می خواستم آماده بشم برم دانشگاه مونده بودم که امروز چی بپوشم؟ از اونجایی که روز تولد برای هر کس از جمله من یه روز ِ ویژه و خاصه، می خواستم یه لباس زیبا انتخاب کنم. بلاخره بعد از کلی گشتن مانتوی کرم و روسری حریر سبز و کرم تصویب شد و با آستینک های سبز رنگم ست شد. دوستان که ظاهر ما رو دیدن متوجه شدن امروز حتما باید خبری شده باشه چشمک وقتی که گفتم امروز تولدمه کلی خوشحال شدند و تبریک گفتن. خواستم همه را بستنی مهمان کنم ولی دوستان به رانی رضایت دادند.

بعضی روزها که برای آدم ویژه اند و خاص مثله روز تولد، آدم از ته دل آرزو میکنه که اون روز براش پر از اتفاقات خوب باشه و بهترین خاطراتش در اون روز رقم بخوره. من هم از صمیم قلب از خدا همین آرزو رو خواستم.

و خوشحالم که آرزوم برآورده شد.قلب

یکی از چیزهایی که من از تقارنش با روز تولدم خیلی خوشحالم همین نمایشگاه کتابه چون به خودم کتاب هدیه می دم. اکثر مواقع هم کتابهایی که شانسی انتخاب می کنم یعنی تو لیست خریدم نباشند جزو بهترین کتابهایی میشند که خوندم و توی کتاب این رو می نویسم که دوباره وقتی اون کتاب رو باز کردم و چشمم به اون جمله افتاد یاد خاطرات خوش اون روز و لذتی که از خواندش داشتم بیوفتم.

وقتی عصر شنیدم که دوستم قصد رفتن به نمایشگاه رو داره من هم با او همراه شدم. با اینکه چند روز پیش اونجا رفته بودم و دست پر برگشته بودم ولی باز هم دلم خواست برم. اما این بار کِیف بیشتری داشت.مژه وقتی داشتیم به سمت غرفه نشر الف – لام - میم می رفتیم درست غرفه امام موسی صدر روبرویمان بود و من تونستم چند تا از کتابهایی که میخواستم و دنبالشون می گشتم پیدا کنم و بخرم. دفعه ی قبل وقت نشد که برم اونجا رو ببینم. کلی از دوستم تشکر کردم که باعث شده بود من کتابهایی که میخواستم پیدا کنم. باورش نمیشد اینقدر از این اتفاق خوشحال شدم.

البته ناگفته نماند خوشحالی من وقتی بیشتر شد که یکی دیگه از دوستامون در نمایشگاه  به ما ملحق شد.

روی هم رفته، خدا رو شکر، دیروز روز ِ خیلی خوبی برای من بود. یه روز ِ عالی در کنار دو دوست نازنین.بغل

پ . ن 1 : این ماه غیر از من تولد سه تا از دوستام هم هست. تولد یکیشان فرداستقلب و دو تای دیگه 29 و 30 اردی بهشته. قلب

پ . ن 2 : ممنونم از  لی لی عزیزم به خاطر تبریکش + قلب

  
نويسنده : هوران ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸
تگ ها : خاطره نوشت